لذت در آوردن لباسای زمستونی از بقچه ها...
+ سکوت و بلندی شبای پاییزی رو دوست دارم. درحالیکه از سرما تو خودت مچاله شدی و هنوز مطمئن نیستی باید بخاری رو از انباری در بیاری یا نه، تو ژاکتت گم شدی و فنجون گرم چای تو مزه مزه می کنی و...کتاب میخونی و کتاب...
برچسب: دلخوشی ها کم نیست,دلخوشی ها کم نیست دیده ها نابیناست,دلخوشی ها کم نیست مثلا این خورشید,دلخوشی ها کم نیست سهراب,دلخوشی ها کم نیست فرهاد,دلخوشي ها كم نيست مثلا اين خورشيد,دلخوشی ها كم نيست,شعر دلخوشی ها کم نیست,شعر دلخوشی ها کم نیست سهراب,شعر دلخوشی ها کم نیست سهراب سپهری,
نویسنده: ابوالفضل قنبریپور