
فرد مبتلا به این سندرم میتواند با یک جمله در هر حالتی -چه هیجانی چه بیهیجان- به هرکسی گزند برساند. بدون اینکه خود شخص متوجه تلخی حاصل از زبانش باشد....
ادامه مطلب
u200fدر دنیای موازی در مدرسه ای در روستایی دور افتاده معلم مدرسه هستم. فردا روز اول مدرسه س و الان در مدرسه ای که هم معلمشم هم مدیرش هم بابای مدرسه، دارم تنها کلاس درس رو آب و جارو میکنم، گلدون شمعدونی رو میذارم لب پنجره و روی تخته می نویسم: الّذی علّم بالقلم عصر که برگردم خونه باید مانتوی رضوانُ اتو بزنم، شب باید زودتر بخوابونمش، صبح یادم باشه موهاشو ببافم، یادم باشه بهش یادآوری کنم سر کلاس به من نگه مامان، یادم باشه......
ادامه مطلب
هرسال با شروع محرم دلم به اضطراب میوفته با کاروانی که انگار هنوز در راهند. ظهر عاشورا دلم آشوب میشه و عصرش...و این تازه اول ماجراست...هی مسیرُ مرور می کنم و هی آرزو می کنم کاش زودتر برسه به صبح ظهور...برسه به دست منتقم + نومید مشو! که تو را نیز عاشورایی است و کربلایی...
ادامه مطلب
دیدین اینایی که دارن راه میرن یهو با خودشون لبخند میزنن؟ هیچی دیگه میخواستم بگم دیدین؟:-) قدرشونو بدونین!...
ادامه مطلب