خرید بک لینک

سرنوشت گلمون

گاهی حتی بهار هم نمی تونه زندگی ببخشه..

برچسب: نویسنده: ابوالفضل قنبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 12 آذر 1399 ساعت: 14:06

آیا کسی که مرده [دل] بود و ما او را زنده کردیم و نوری به دستش دادیم تا در پرتو آن، در میان مردم راه برود چون کسی است که گویی گرفتار تاریکی هاست و از آن بیرون آمدنی نیست؟* * أَوَمَن کَانَ مَیْتًا فَأادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ابوالفضل قنبری‌پور تاريخ: يکشنبه 18 خرداد 1399 ساعت: 7:06

ای شادی یعقوب در وصال یوسف

بر ما هم گذری کن!

برچسب: نویسنده: ابوالفضل قنبری‌پور تاريخ: شنبه 6 ارديبهشت 1399 ساعت: 1:10

فرد مبتلا به این سندرم میتواند با یک جمله در هر حالتی -چه هیجانی چه بیهیجان- به هرکسی گزند برساند. بدون اینکه خود شخص متوجه تلخی حاصل از زبانش باشد.

برچسب: نویسنده: ابوالفضل قنبری‌پور تاريخ: شنبه 6 ارديبهشت 1399 ساعت: 1:10

چند روزی هست به این فکر می کنم که اگر قرار بر رفتن باشه برای کدوم لحظه از زندگیم در این دنیا دلتنگ می شم؟ چقدر لحظه های خوب زیاد دارم اما، حالا که خوب نگاه می کنم می بینم چقدر دلتنگ شبی هستم که تازه اادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ابوالفضل قنبری‌پور تاريخ: شنبه 6 ارديبهشت 1399 ساعت: 1:10

فروردین دوست داشتنی ام، آخرین فروردین سده ی چهاردهم با درد تموم شد؛ درد پیدا کردن خودم. شب تولدم تصمیم گرفتم آرامشم رو وابسته هیچ چیز و هیچ کس نکنم تا همیشه داشته باشمش. خودم رو از همه بندهایی که نمیذاشتن خودم باشم رها کردم. آدم هایی که بودنشون آزار دهنده س، همچنان که نبودنشون، حرف ها و نوشته هایی که بوی صداقت ندارند، شماره هایی که یادآور تلخی دورویی ن. این تاریکی هایی که جلوی نورو گرفتن و نمیذاشتن خودم رو ببینم.

من باید واقعا متولد می شدم.

برچسب: نویسنده: ابوالفضل قنبری‌پور تاريخ: شنبه 6 ارديبهشت 1399 ساعت: 1:10

وقتی شهید شد، نامه ام توی جیبش بود. تاریخ نامه 60/11/3 است: سلام ابراهیم؛ نامه که نمی فرستی دلگیرم، وقتی هم می فرستی تا چند روز اخلاقم سر جاش نیست. از وقتی که رفته ای حوصله هیچ کاری ندارم. نه حوصله ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ابوالفضل قنبری‌پور تاريخ: شنبه 24 اسفند 1398 ساعت: 12:34

سرویس بیان دیگه آخرین بازدیدکننده هارو نشون نمیده؛

رد پاتو گم کردم...

برچسب: نویسنده: ابوالفضل قنبری‌پور تاريخ: شنبه 24 اسفند 1398 ساعت: 12:34

چقدر این روزها در من تکرار می شوی...

برچسب: نویسنده: ابوالفضل قنبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 25 دی 1398 ساعت: 9:51

این روزها جایی هستم لابلای نت های این قطعه سه تار متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخریادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ابوالفضل قنبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 25 دی 1398 ساعت: 9:51

دیشب با ترکیبی از حس خستگی، عصبانیت، بلاتکلیفی، دلتنگی و استرس خوابیدم و صبح تقلا می کردم که بیدار نشم و همه آوارهای دیشب مرور نشه... خسته بودم چون دوست ندارم انقدر به خودم وابسته باشم و تمام دیروز بهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ابوالفضل قنبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 25 دی 1398 ساعت: 9:51

چشم هام بین رنگ ها دو دو میکرد. روی بعضی شون مکث می کردم و تصور می کردم طرح بافتم با این رنگ چجوری میشه؟ به خانم فروشنده گفتم چقدر رنگ... کار مارو سخت کردین حسابی. سرش شلوغ بود، ولی باحوصله و مهربون. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ابوالفضل قنبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 25 دی 1398 ساعت: 9:51

گوشی دستمه و اخبارو بالا پایین می کنم. بررسی علت سقوط هواپیما در صدره. خسته ام، از امواج اخبار و تحلیل ها. امروز از صبح تصمیم گرفته بودم کمی خودم رو جمع و جور کنم و مامان رو بیشتر دریابم. مادرها در هرادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ابوالفضل قنبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 25 دی 1398 ساعت: 9:51

برای زی زی که حالا دیگه انقدام غریب نیست نوشتن کمی سخت شده، اگرچه بیشتر از قبل دلش میخواد بنویسه! تا الان ده خطی نوشتم و پاک کردم! خب کمی از روزمرگی هام بنویسم، که این روزها اگرچه دیر، اما خوب تونستم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ابوالفضل قنبری‌پور تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 23:38

نوشت خیلی دوستت دارم.

نوشتم دوستت دارم گفتنت در صبح روز بیست و پنجم آذر رو هیچوقت فراموش نمی کنم.

+ من به نشونه ها ایمان دارم.

برچسب: نویسنده: ابوالفضل قنبری‌پور تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 23:38

صفحه بندی