یقین

متن مرتبط با «من و بعد از تولد» در سایت یقین نوشته شده است

آه از سختی اگر

  • نیلوبلاگ

    سرنوشت گلمون گاهی حتی بهار هم نمی تونه زندگی ببخشه.....

    ادامه مطلب
  • حول حالنا

  • نیلوبلاگ

    ای شادی یعقوب در وصال یوسف بر ما هم گذری کن!...

    ادامه مطلب
  • می شود با بهار برگردی؟

  • نیلوبلاگ

    چند روزی هست به این فکر می کنم که اگر قرار بر رفتن باشهبرای کدوم لحظه از زندگیم در این دنیا دلتنگ می شم؟ چقدر لحظه های خوب زیاد دارم اما، حالا که خوب نگاه می کنم می بینم چقدر دلتنگ شبی هستم که تازه ا...

    ادامه مطلب
  • ساعت یک و بیست و چهار دقیقه

  • نیلوبلاگ

    فروردین دوست داشتنی ام، آخرین فروردین سده ی چهاردهم با درد تموم شد؛ درد پیدا کردن خودم. شب تولدم تصمیم گرفتم آرامشم رو وابسته هیچ چیز و هیچ کس نکنم تا همیشه داشته باشمش. خودم رو از همه بندهایی که نمیذاشتن خودم باشم رها کردم. آدم هایی که بودنشون آزار دهنده س، همچنان که نبودنشون، حرف ها و نوشته هایی که بوی صداقت ندارند، شماره هایی که یادآور تلخی دورویی ن. این تاریکی هایی که جلوی نورو گرفتن و نمیذاشتن خودم رو ببینم. من باید واقعا متولد می شدم....

    ادامه مطلب
  • خیلی دور خیلی نزدیک

  • نیلوبلاگ

    چقدر این روزها در من تکرار می شوی......

    ادامه مطلب
  • ساز تنهایی

  • نیلوبلاگ

    این روزها جایی هستم لابلای نت های این قطعه سه تار متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخری...

    ادامه مطلب
  • یک روز و برای همیشه بهار میشه

  • نیلوبلاگ

    دیشب با ترکیبی از حس خستگی، عصبانیت، بلاتکلیفی، دلتنگی و استرس خوابیدم و صبح تقلا می کردم که بیدار نشم و همه آوارهای دیشب مرور نشه... خسته بودم چون دوست ندارم انقدر به خودم وابسته باشم و تمام دیروز به...

    ادامه مطلب
  • چه خوب که هستین:)

  • نیلوبلاگ

    امروز بازدیدهای زی زی به 10000 رسید.تو این 1077 روزی که از عمر زی زی میگذره نه من مخاطبینم رو می شناسم و نه مخاطبینم منو. مخاطبینی گاه ثابت که هر روز به اینجا سر میزنن و آروم و بی سر و صدا و بی نشون، ...

    ادامه مطلب
  • روز جهانی ایموجی

  • نیلوبلاگ

    به جای همیشه می نویسم "می بوسمت" این خیلی بهتره، نه؟...

    ادامه مطلب
  • نورا

  • نیلوبلاگ

    نوشت اینم نی نی من...نورا خانمو من پرت شدم به اینجا چه خوب که زن خونت هستی، مامان شدی...اینا آرومم می کنه...

    ادامه مطلب
  • یکی زیر یکی رو

  • نیلوبلاگ

    مامان می پرسه اینو برای کی بافتی؟ جواب می دم همینطوری، هرکی بخره. مامان نمی دونه این سومیه که به قصد تو بافتم. هر کدوم که تموم میشه نگاهش می کنم و میگم می تونست بهتر از این هم بشه ها ویکی دیگه سر میندازم:)...

    ادامه مطلب
  • دمی با تو

  • نیلوبلاگ

    گاهی هم فقط سعدی جوابه. غزلیاتشو باز می کنم؛ هرکه دلارام دید از دلش آرام رفت. با خودم تکرار می کنم از دلم آرام رفت از دلم آرام رفت... و زیر گر به همه عمر خویش، با تو برآرم دمی، حاصل عمر آن دمست، باقی ایام رفت خط میکشم......

    ادامه مطلب
  • برگرد...زودتر برگرد

  • نیلوبلاگ

    به امید خبرهای خوب گوشیمو روشن کردم و هر صفحه ای رو که ورق زدم دوستان مهدی شادمانی از رفتنش بی تابی می کردند. رفتن...رفتن بدون بازگشت...من این درد رو تجربه کردم. اما دردهای عمیق تری هم هست. رفتنی که امید به بازگشت توش باشه. زندگی با انتظار کشنده است......

    ادامه مطلب
  • اول مهرهای هرسالم

  • نیلوبلاگ

    u200fدر دنیای موازی در مدرسه ای در روستایی دور افتاده معلم مدرسه هستم. فردا روز اول مدرسه س و الان در مدرسه ای که هم معلمشم هم مدیرش هم بابای مدرسه، دارم تنها کلاس درس رو آب و جارو میکنم، گلدون شمعدونی رو میذارم لب پنجره و روی تخته می نویسم: الّذی علّم بالقلم عصر که برگردم خونه باید مانتوی رضوانُ اتو بزنم، شب باید زودتر بخوابونمش، صبح یادم باشه موهاشو ببافم، یادم باشه بهش یادآوری کنم سر کلاس به من نگه مامان، یادم باشه......

    ادامه مطلب
  • تسمع کلامی و تَرُّدُ سلامی...

  • نیلوبلاگ

    تازه از گرد راه رسیده بودم کربلا. خسته و مریض. تو موج جمعیت سرمو بالا آوردم، روبروی در باب السلام بودم. قرآن قبل از اذان مغرب رو می خوندن. رسیده بود به آیهادْخُلُوهَا بِسَلَامٍ آمِنِینَ... و این زیباترین...دلنشین ترین...آرام بخش ترین و امن ترین جواب سلام عمرم شد......

    ادامه مطلب
  • قلبی محجوب

  • نیلوبلاگ

    از خودم خسته شدم از خودم خسته شدم از خودم خسته شدم از خودم خسته شدم از خودم خسته شدم از خودم خسته شدم از خودم خسته شدم از خودم خسته شدم از خودم خسته شدم، به دادم برس...

    ادامه مطلب
  • گُلمون

  • نیلوبلاگ

    نشستم وسط اتاق و از بین سه گلدون کوچک مرجانی که خریده بودم، قشنگ ترینشون رو انتخاب کردم. گلدون سرامیکی رو آوردم جلو و گل رو با احتیاط از گلدونش در آوردم و گذاشتم تو گلدون سرامیکی. بعد با بیلچه خاک رو ...

    ادامه مطلب
  • من آن تو ام

  • نیلوبلاگ

    دلم گم شدن تو حرم امام رضا رو میخواد - ببخشید حرم از کدوم طرفه؟...

    ادامه مطلب
  • بوی تو

  • نیلوبلاگ

    هر روز صبح قبل از رفتن سر کار آدمها و اتفاقات خونه رو در جای خودشون ثابت نگه می دارم، منجمدشون می کنم، تا وقتی که برگردم و ببینم که همه چیز مثل همیشه سرجاشه. هر روز از در که وارد میشم جواب سلام هامو ق...

    ادامه مطلب
  • تو را چنان که تویی هر نظر کجا بیند؟

  • نیلوبلاگ

    اهل نظرید یا اهل بصر؟ + وَتَرَاهُمْ یَنظُرُونَ إِلَیْکَ وَهُمْ لَا یُبْصِرُونَ / و آنها را مىبینى که به سوى تو مىنگرند در حالى که نمىبینند. (اعراف،198)...

    ادامه مطلب